بعضی زخمها فقط فاصله نمیندازن
دیوار میکشن بین یه آدم و تمام آدمهای بعدی.
اعتماد، لطیفتر از اونیه که فکر میکنی.
وقتی میشکنه، صدایی نداره… ولی توی عمق جان میلرزه.
و اگه زخمی زدی، تکرارش نکن.
اگه اشتباهی کردی، دست نکش روی همون زخم.
چون اینبار فقط درد رو بیشتر نمیکنی،
بلکه بخشهایی از اون آدم رو برای همیشه از بین میبری.
بعضیها بعدِ شکستن اعتماد،
فقط از تو دور نمیشن…
از خودشون دور میشن.
جمع میشن، میبندن، محو میشن…
و شاید دیگه هیچوقت، نتونن واقعاً با هیچکس “باشن”.
آدمها رو اگر بلد نیستی نگهداری، دستکم خرابشون نکن.
.
برگرفته از نوشته های : ایمان سرورپور
.
.
پ . ن :
از تو خیلی زخم روی قلبم هست ،
اما خوشحال م هنوز هم حسی از تو در قلبم جاری است ،
خوشحالم که هنوز هم نامت لبخند بر لبانم می آورد ،
خوشحالم که هنوز هم قلبم دلتنگ تو میشود،
خوشحال م عاشقانه های نابم رو با آدمی چون تو تجربه کردم ،
خوشحالم که ذهنم از یادآوری تو ، چهره ات، و صدایت به شدت شاد میشود...
خوشحالم هنوز هم خلوتم ، شیطنت هایم ، رقص ها و خنده هایم با تو در رویاهایم تقسیم می شود..
گاهی آدم ها بلد نیستن باهم و در کنار هم لذت ببرن ،
این نشانه بد بودن آن شخص نیست ،
فقط شاید برای کنار هم بودن ساخته نشدن ..
امااا میشود آدم ها را دوست داشت و دلتنگ شد ، حتی با وجود
زخم ها،
درد ها ،
و حتی دوری ها ... ❤️
نمیدانی چقدر رویاهایت برایم دلنشین است و جذاب،
حتی با نداشتنت
و نبودنت
فقط امان از دلتنگی !!
تنها موضوعی است که مرا از پای در می آورد ...
ساخت آنلاین کد موزیک
برچسب:
نویسنده: msmostaghel
یه هفته است دارم به یه موضوعی فکر میکنم .
نمیدونم کار درستیه یا نه ،
اما به پیشنهاد دوستم میخوام آمپول اسپارتینا بزنم .
نمیدونم عوارض داره یا نه . باید بپرسم .
یه مدت بود با خودم و ظاهرم به صلح رسیده بودم
و حرف های منفی دیگران ، آزارم نمیداد.
اما حالا میخوام همه چیز رو تغییر بدم .
بدجور رفته روی مخم ، و میخوام اونی نباشم که الان هستم .
دلم میخواد بدجور جذاب و زیبا و مسخ کننده و خاص باشم.
همیشه از این که جلب توجه کنم بدم می اومد ،
امااااا حالا دلم میخواد جلب توجه کنم و نگاه ها بهم خیره بشه .
نمیدونم چرا این جوری شدم ،
حتما بخاطر مسائل و اتفاقات و حرف ها و ماجراهای زندگیمه ،
واقعاااا دلم میخواد اتفاق بیافته و بدجور دنبال راه حلم .
و مدام دارم بهش فکر میکنم.
امیدوارم بشه اونی که دلم میخواد..
ساخت آنلاین کد موزیک
برچسب:
نویسنده: msmostaghel
از ۸ صبح بیدارم ،
درگیر کارهام و باشگاه و مغازه و خونه و غذا و تمیزکاری ،
تقریبا تا ۱ یا حدودا ۱ و ربع لباس ها رو که انداختم روی رخت آویز،
چراغ ها رو خاموش کردم و بقیه کارها رو سپردم به فردا .
فردا هم ۸ صبح باید بیدار بشم و باشگاه دارم .
حالمم یکم خوب نیست،
خسته ام و دلم میخواد بخوابم .
اماااا چون میدونم وقتی بیدار بشم
چیزی رو از دست میدم ،
میخوام تا هست ، ازش نهایت لذت رو ببرم .
حالا خیالت راحت شد ؟؟؟؟
حالا دیدی من چقدر ترس از دست دادن رو همیشه در حال لمسش بودم؟؟؟؟
و چقدر در زندگیم جاری بود و هست؟؟؟؟
ولی تو نمی دونستی که من چقدر به آرامش خاطر و احساس امنیت احتیاج داشتم .
من مثل بند بازی بودم که هر لحظه ، احتمال سقوط داشت.
ای کاش پاهای من بر روی زمین سفت و محکم ،جای داشت!!
.
پ.ن :
من آرومم،
کاملا آروم..
فقط چون دلم خیلی تنگ شده
و ناآروم و بی قرارم
یکمی عصبی دیده میشم
وگرنه این خشم نیست...
ساخت آنلاین کد موزیک
برچسب:
نویسنده: msmostaghel